هفته ای که گذشت
تعطیلات
از یک ماه قبل قراربود دایی اشکان و زن دایی هدا که تازه نامزد
شدن با مامان جون ودایی آرش و ساناز و ارشیا برای تعطیلات
بیان خونه ما ،مامان الی خیلی خوشحال بود و همش به سامیار می
گفت دایی داره میاد سامیار تربچه!!!!!!!!!!!!!
از همون شب اول که رسیدن سامیار که دید مامان الی به ارشیا
میگه عمه چطورررررررررررررررررررری؟سامیار به ارشیا
میگفت عمه


به همه خیلی خوش گذشت فقط طفلک ارشیا کلی از سامیارکتک
خورد 
هر چی دایی آرش سامیار رو دعوا میکرد هیچ فایده ای نداشت.

اینم ارشیا کتک خورده

یه شب که ما رفته بودیم پارک سامیار از پله افتاد وصورتش
حسابی زخم شد و کلی گریه کرد
الهی مامانت فداش شه اینم عکس صورت زخمیش

یک شب با دایی اینا رفتیم دریا ،اینقدر هوا گرم وشرجی بود که
شام نخورده برگشتیم فقط سامیار کلی شن بازی کرد.
ارشیا وسامیار مشغول شن خوری

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هفته ای که گذشت
